من بلد نیستم

من اینجای زندگی رو اصلاً بلد نیستم

بلد نیستم اینجا تصمیم درست چیه

اصلاً باید محکم وایسم یا بشکنم

درست همین جا ، همین نقطه با همین شرایط ، هیچ وقت و هرگز تو ذهنم نبود

می‌دونم موندگار نیست،می‌دونم سخت یا آسون ازش می‌گذرم،می‌دونم باید حتماً تجربش کنم اما خدایا دلت نمی‌سوزه برای من،باید چه کار کنم تا بفهمی من زندگی رو بلد نیستم؟

بریدم

من اینجای زندگی با تمام انرژی که هر روز تو محل کارم نشون میدم، با همه‌ی توانی که دارم هر روز میذارم برای بچه هام،با تمام خنده هایی که همه میگن از تو سرخوش تر نیست،،دقیقا همینجا و همین الان بریدم...

تمام دیشب از درد قلبم نالیدم

نوار قلب و آزمایش هیچی نشون نداد اما من با تمام وجودم مچاله شدن قلبم رو حس میکردم، دکتر ولی میگفت فقط فشار عصبیه...

من زن صبور سالهای سخت و پر فراز ونشیب زندگیم درست همین الان و همین جا بریدم

من دیگه طاقت ادامه دادن ندارم

کاش الان میشد دکمه ایست رو زد و تمام